رویا

لیوان سبزم را بر می دارم و مقداری اسطوخودوس و آب جوش در آن می ریزم.
شنیده ام برای خوابی عمیق و آرام خوب است.
می خواهم امشب عمیق بخوابم. بی هیچ وقفه ای! ..
چشمانم را ببندم و تا صبح چشم از هم باز نکنم.
عمیق بخوابم و رویا ببینم...
رویای یک شب بارانی.
یک جنگل ساکت.
یک خانه ی چوبی قدیمی.. با شومینه ای که چوب هایش در حال سوختن است..
رویای یک فنجان شکلات داغ و یک شال گردن در حال بافت..
رویای مردی که بیرون از خانه، در حال شکستن هیزم است، و گربه ای که کنار شومینه لم داده و چرت می زند..
رویای یک شب رویایی، یک زندگی رویایی، یک دنیای رویایی..
هرچند کوتاه
هرچند برای چند ساعت
هرچند اندازه ی یک خواب عمیق...

این شب ها برای رویا دیدن، دست به دامن دم نوش ها شده ام...


منبع این نوشته : منبع
رویای ,رویا ,عمیق بخوابم